شمس الدين محمد تبريزى مغربى

3

ديوان كامل شمس مغربى ( بانضمام رساله جام جهان نما ) ( فارسى )

در دو غزل نيز نشانه‌هائى ديگرى از دگرگونى وى يافت مىشود غزل اول درباره كردى است به مطلع زير ( 493 ) اين كرد پريچهره ندانم كه چه كرده است * كز جمله خوبان جهان گوى ببرده است « 1 » و در غزل ديگر نيز دخالتى از دگرگونى وى ديده مىشود . به مطلع زير 890 شاه بتان ماه‌رخان عرب رسيد * با قامت چو نخل و لب چون رطب رسيد « 2 » سفر . جامى در نفحات الانس گويد كه مغربى در بعضى سياحات به ديار مغرب رسيده است و از آنجا از دست يكى از مشايخ كه نسبت وى به شيخ بزرگوار محيى الدين عربى رسيده خرقه پوشيده است 1 * بنا به گفته ياقوت در معجم البلدان مغرب به تمام منطقه شمال افريقا و نيز آندلس اطلاق مىشد 2 * و لا بد مىبايد مغربى به قسمتى از ديار مذكور در فوق مسافرت كرده باشد مع‌هذا از ديوان وى و از رسالاتش اطلاعات دقيق و صريحى دراين‌باره بدست نمىآيد و ممكن است اين مسافرت را از روى تخلص وى كه مغربى است بر ساخته باشند . مؤلف آنند راج در باب مغربى اشاره‌اى دارد كه مغربى نام رومى 3 * معروف كه در شهر سار هم تشريف آورده بود ، چند روز بر سر حوض منوگهر ( مينوگهر ) ساكن و متوطن بود و اكثر اوقات بندگى حضرت مخدوم شرف الدين قدس اللّه سره الغزير براى ملاقات او مىآمدند و تذكره علم و توحيد مىكردند و طرفين فايده‌ها مىگرفتند و يك مكتوب مخدوم كه بجانب شيخ مغربى نوشته‌اند و در مكتوبات يك‌صد و پنجاهم است و بزرگى شيخ مغربى از آنجا معلوم خواهد شد و رساله جام جهان‌نما و ديوان اشعار ايشان مشهور است . ( 698 ) اگر تو طالب سر ولايتى بطلب * ز مغربى كه درين روزگار پيدا شد

--> ( 1 ) - غزل 51 ( 2 ) - غزل 92